تبليغاتX
آغاز راه
دست نوشته های یک فعال دانشجویی

رسول خدا (ص) می فرمایند: «عَلَی العَاقِلِ أن یَکوُنَ بَصِیراً بِزَمَانِهِ مُقبِلاً عَلَی شَأنِه حَافِظاً لِلِسَانِه؛ لازم است بر عاقل که اوضاع و احوال زمان خود را بشناسد و موقعیت خود را درک نماید و زبان را از بیهوده گویی حفظ کند.» (ارشاد القلوب الی الصواب، ج 1، ص 140)

یکی از مسائل مهمی که همواره نیاز به توجه و مراقبت دارد، این است که انسان نسبت به زمان و موقعیتی که در آن قرار گرفته است و در آن زیست می کند هوشیار و بیدار بوده و در واقع فرزند زمان خود باشد؛ چرا که اگر انسان فرزند زمان خویش نباشد نمی فهمد در کجای تاریخ زندگی می کند و لذا حوادث و رخدادهای مختلف فرد را به هر کجا که بخواهد سوق می دهد. به طوری که امام صادق (ع) می فرمایند: «ألعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللّوَابِس.»

یقینا این مهم برای کسانی که بیشتر در عرصه های سیاسی- اجتماعی حضور دارند و بیشتر در معرض تصمیم ها و مواضع مختلف می باشند حساس و قابل اهمیت تر است. برای همین انتظار هم این است که چنین شخصیت هایی در اظهارنظرها و موضع گیری های خود بیشتر از دیگران دقت و توجه داشته باشند و سعی کنند قبل از اینکه مطلب یا موضوعی را ابراز دارند در آن غور و فحص داشته باشند؛ چرا که در غیر این صورت پیامدهای سخنان نسنجیده شان دامن آن ها را خواهد گرفت. هم چنان که در حدیثی که در ابتدا ذکر شد پیامبر عظیم الشان اسلام فرموده اند: «لازم است بر عاقل که اوضاع و احوال زمان خود را بشناسد و موقعیت خود را درک نماید و زبان را از بیهوده گویی حفظ کند.»

بعد از پشت سر گذاشتن بیش از سی سال از حیات انقلاب اسلامی، مردم ایران و نظام اسلامی برای بقا و پیشبرد اهداف عالیه خود، پستی ها و بلندی های فراوانی را پشت سر گذاشته اند و بر اساس استقامت و پایبندی های فراوان، جمهوری اسلامی ایران در موقعیت امروز قرار گرفته است. یقینا برای اظهارنظر در رابطه با موقعیت نظام اسلامی و نوع تعاملات نظام سیاسی با قدرت ها و کشورهای مختلف، درک صحیح و واقع بینانه و به دور از توهم نسبت به موقعیت جمهوری اسلامی و دشمنان و دوستان انقلاب اسلامی امری کاملا لازم و ضروری است. شکی نیست که هر روز که می گذرد ابهت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف از جمله عرصه های مهم بین المللی افزون شده و موجبات بهت جهانیان را به وجود آورده است. با گذشت زمان بر دوستان و علاقه مندان انقلاب اسلامی در اقصی نقاط عالم افزوده شده است و سطوت و غلبه گفتمانی نظام اسلامی در جهان هر روز بیشتر شده و ایران اسلامی و ملت آن به عنوان مسطوره و الگویی موفق و موثر و ملجأ و ملاذی مورد اعتماد برای ملت های جهان مطرح است. در حالی که در جبهه دشمنان جبان نظام اسلامی با محوریت آمریکا، بر ضعف و درماندگی آن ها، هر روز بیش از پیش افزوده می شود. این ها موارد و واقعیت هایی است که خود اندیشمندان و بعضا مسئولان کشورهای غربی به آن اذعان کرده اند.

خبرگزاری ایتالیایی إنسا سال ها قبل که هنوز نظام اسلامی به اندازه امروز در افکار عمومی جهانیان نفوذ نکرده بود، اظهار می کند: «اسلام در نقاط مختلف جهان از مرزها فراتر رفته و به سیستمی برای احیاء زندگی در دنیای پر بحران کنونی تبدیل گشته است.» (روزنامه جمهوری اسلامی، 15/10/1372) یا در جایی دیگر یکی از اساتید دانشگاه های آمریکا می گوید: «نه تنها سرعت اسلام خواهی در آمریکا آنچنان زیاد است که حتماً در آینده کشور امریکا یک کشور مسلمان است، بلکه نکته ی اصلی آن است که مردم امریکا اسلام را فقط بر مبنای اسلام امام خمینی (رض) می شناسند.» و بسیاری از اذعان های مشابهی که به کرات از زبان مسئولان مختلف آمریکا و کشورهای غربی بر قدرت و نفوذ سریع جمهوری اسلامی در جهان و بین ملت های مختلف تاکید شده است.

تاكيد آيت الله هاشمي رفسنجاني بر ضرورت سوق دادن يارانه ها به بخش توليد و امور زيربنايي

اما امروز دیگر جایگاه متعالی و بسیار موثر انقلاب و جمهوری اسلامی در بین ملت ها به قدری آشکار است که همگان به آن اذعان دارند. خروش عدالت خواهانه ملت ها در کشور های مختلف و بیداری اسلامی شکل گرفته، از مبرهن ترین نشانه های اثرگذاری قاطع جمهوری اسلامی در جهان و بیداری و خیزش ملت هاست.

از طرف دیگر شکست های پی در پی استکبار جهانی به رهبری آمریکا در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... و انهزام درونی قدرت های سلطه جهانی و افول کاملا محسوس آن ها در عرصه های گوناگون، واقعیتی است که دیگر خود آن ها هم نمی توانند آن را انکار کنند.

حالا با این شرایط و موقعیتی که هر دو جبهه در آن قرار گرفته اند، در این فضا دم زدن از لزوم مذاکره ایران با آمریکا و کشور آمریکا را قدرت برتر دنیا دانستن بیش از هر چیزی بیانگر تجاهل گوینده این موضوع است.

به نظر می رسد ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام به کلی فراموش کرده است فرمایشات قاطعانه ی حضرت امام خمینی (ره) درباره آمریکا و نفی هر نوع مذاکره با این شیطان بزرگ را، و انگار ایشان اطلاع ندارد که حضرت امام که از آغاز، بنای نهضت را بر نفی استکبار و مبارزه قاطع با آمریکا گذاشته بودند در اواخر عمر شریفشان این مواضع ایشان نسبت به امریکا و لزوم نفی این قدرت سلطه، حتی صریح و قاطعانه تر از قبل شد.

شاید هم جناب ایشان نمی داند که اختلاف ایران و آمریکا بیش از هر چیزی بر سر مسائل کاملا اساسی و مبنایی دو کشور است و اصلا ماهیت ایدئولوژی سیاسی حاکم بر دو نظام کاملا مغایر و متفاوت بوده که با وجود آن ها مذاکره معنایی ندارد. مگر زمانی که هر یک از آن ها قصد داشته باشند این اصول و آرمان شان را رها کنند!

امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که اولا این آمریکا و سیاست مداران و مسئولان آن هستند که در پی به اصطلاح مذاکره با جمهوری اسلامی ایران می باشند و هدف اساسی و اصلی آن ها هم از مذاکره با ایران، وادار کردن جمهوری اسلامی به دست کشیدن از استقامت چند ده ساله خود و به تبع آن تبلیغات گسترده امریکایی ها بر –به زعم خودشان- ناتوانی و ناکارآمدی مقاومت های ایران از یک سو و اثبات ادعای ابهت پوشالی خود از طرف دیگر می باشد.

و نکته بسیار مهم دیگر اینکه، شکی نیست که پس از ده ها سال استقامت و ایستادگی و تحمل انواع ناهمواری ها و سختی ها، و همچنین با توجه به خیزش های کشورهای اسلامی که همه ی نگاهشان به جمهوری اسلامی است و خروش انقلابی شان هم نشأت گرفته از انقلاب اسلامی ایرانمی باشد، دم زدن از مذاکره ایران با امریکا به منزله آن است که رسانه های بیگانه به ملت های منظقه ابراز دارند که هنوز هم در جمهوری اسلامی که الگوی شماست کسانی هستند که آمریکا را ابرقدرت می دانند و به دنبال مذاکره با آمریکا هستند.

و نکته آخر هم اینکه جناب ایشان و دیگران باید ملتفت باشند که با بیان خاطرات توهم آمیزی که کم ترین سندیتی ندارد و قبل از هرچیز صحت یا عدم صحت آن شدیداً محل سئوال است! نمی توان برای جامعه و مردم تصمیم گرفت و منافع ملی را فدای اظهارات وهم آلود خود کرد. البته شاید هم یکی از انگیزه های ایشان از اظهار مباحث این چنینی، این باشد که بعد از آنی که جنابشان برای مدتی در حاشیه خبری قرار داشته است و ابراز تنفر مردم از ایشان برای مدتی فروکش کرده بود، دیگر بار برای آن روزها احساس دلتنگی کرده اند!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 11:3  توسط نعیم  | 

جسارت و خطر کردن از جمله ویژگی هایی است که در پیشرفت انسان ها و پیشبرد کارهایشان بسیار تاثیر گذار بوده و کسانی که دارای چنین روحیه ای هستند بدون شک در امور خویش شاهد پیشرفت های زیادی هستند. وجود چنین خصلت هایی زمانی بیشتر می نمایاند که آن را در کارهای هنری و عرصه تاثیرگذار سینما شاهد باشیم.

ساخت اثر سینمایی مانند "قلاده های طلا" با توجه به موضوع مورد پردازش آن از یک سو و فضای حاکم بر سینمای کشور از طرف دیگر، نمایانگر شجاعت و جسارت سازنده اثر می باشد. لذا در وهله اول باید گفت که اصلا پرداختن و ورود به چنین حوزه ای و قصد خلق اثری با این مختصات از سوی هرکسی که باشد دارای ارزش و ارج بسیار و نشان دهنده اراده و ایمانی مستحکم و عمیق به کار می باشد.

اثر ارزشمند "قلاده های طلا" به کارگردانی ابوالقاسم طالبی از چند منظر قابل اهمیت و ارج است:

اول اینکه همانطور که اشاره شد، اصل پرداختن به چنین موضوعی با توجه به عوامل مختلف از جمله فضای حاکم بر سینمای ایران دارای اهمیت است. اینکه کارگردان شجاعت و جسارت به خرج می دهد و در میدانی قدم می گذارد که می داند قرار است شاهد پس لرزه ها و پیامدهای مختلفی از سوی افراد و گروه های مختلف باشد، و آن هم میدان فحص و روشن گری حقیقت و با هدف دفاع از حق، به خودی خود ارزشمند و واجد اهمیت است.

از جمله ی ویژگی های برجسته و موفق فیلم سینمایی قلاده های طلا، را باید در بدیع و نو بودن موضوع آن دانست. این اثر در واقع روایتی مستند و دقیق از یکی از برهه های بسیار حساس تاریخ جمهوری اسلامی ایران می باشد. روایتی از انتخابات پرشور ریاست جمهوری دهم و مشارکت بی نظیر ملت در آن که با مدیریت و طراحی کاملا حساب شده دشمنان بیرونی ملت و همکاری نامزدهای مغلوب انتخابات، به فتنه ای عمیق تبدیل می شود و ظلمی بزرگ و جنایتی کم نظیر در حق ملت ایران و نظام اسلامی روا داشته می شود. قاعدتا پرداختن به چنین موضوعی در قالب یک فیلم سینمایی، پدیده ای جدید در سینما می باشد و اهمیت آن زمانی بیشتر می شود که چنین اثری حدود دو سال پس از آن اتفاقات به روی پرده سینما می رود، که این خود حکایت از عزم جزم کارگردان دارد.

یکی از معضلات جدی که سینمای ایران و فیلم ها حتی در صدا و سیما هم به آن دچار هستند، فاصله و شکاف زیاد بین محتوای آثار تولیدی با متن مردم و واقعیت جامعه می باشد، به طوری که اکثریت قریب به اتفاق آثار سینمایی و همچنین بسیاری از سریال های تلویزیونی، آنچه را که منعکس می کنند تا حد زیادی نامانوس با فضای کلی و واقعی جامعه ایرانی است و این فیلم ها در مواردی هم فقط اقلیت خاصی از جامعه را پوشش داده اند، که این عامل خود موجب مخاطب گریزی آثار سینمایی در کشور شده است. اما آنچه را که در فیلم قلاده های طلا شاهد هستیم این است که به خوبی با متن جامعه ارتباط برقرار کرده است و موضوعی را مورد بررسی قرار داده است که برای عامه ی مردم دغدغه بوده و خود مردم با این موضوع دست و پنجه نرم کرده اند. لذا به تماشا نشستن چنین اثری برای مخاطبین کاملا مانوس و جذاب می باشد.

از خصایص دیگر فیلم این است که علیرغم اینکه کارگردان یک موضوع حاد سیاسی را مورد پردازش و بررسی قرار داده است، اما به خوبی توانسته جانب عدالت را رعایت کند و از ورود به پردازش جانبدارانه و تک قطبی اجتناب کرده است و به خوبی زوایای واقعی و پنهان موضوع را در فیلم نشان داده است. این خصلت فیلم موجب شده است که با پیش رفتن هر چه بیشتر سناریو، مخاطب علاقه مندتر بشود و حتی بیننده ای هم که در ابتدا مقاومت نشان می دهد پس از اتمام فیلم، مقاومت اولیه خود را نابجا می پندارد.

اینکه کارگردان فیلم قلاده های طلا در خلق اثر خود مسائل اصلی و فرعی را جا به جا نکرده است و به اصل موضوع و طرفین واقعی و اصلی دعوا پرداخته است، یکی از عوامل موفقیت کار وی می باشد. به طوری که به خوبی در فیلم می بینیم که به طرز ظریفی به طرفین واقعی اتفاقات پرداخته شده است و سعی بر این است که عامل اصلی و رهبری کننده این همه اغتشاشات به نمایش گذاشته شود.

تلاش هنرمندانه و ظریف کارگردان در گرفتن صحنه های آشوب و شلوغ فیلم، هم از جمله ویژگی هایی است که فیلم را شبیه یک مستند واقعی کرده است و حتی در برخی موارد تشخیص این که این صحنه ها ساختگی است یا مستند، خیلی سخت است. اضافه کنید به آن، جسارت کارگردان در نام بردن از اشخاص و چهره های سیاسی واقعی در فیلم، که این همه در موفقیت فیلم و ارتباط بهتر با مخاطب و واقعیت نقش اساسی دارد.

البته ناگفته نماند که؛ جا دادن این همه اتفاقات در یک فیلم و پرداختن به همه جوانب موضوع در این قالب، انصافا کاری بسیار مشکل و حتی غیرممکن است. لذا از این حیث در فیلم قلاده های طلا هم نباید انتظار نمایش تفصیلی همه ی اتفاقات را داشت، که البته فیلم هم فاقد این خصلت است. در مجموع این که در فیلم به اصل و ریشه موضوع پرداخته شده است و سعی شده است از زوایای پنهان آن پرده بردارد، بسیار ارزشمند است.

در پایان هم باید به این مهم اشاره کنم که بدون شک وقتی فردی به دنبال اقدامی نو و بدیع آن هم درحوزه ی سینمای ایران باشد و در آن به ویژه دنبال روشنگری واقعیت هایی است که به مذاق برخی ها هم خوش نمی آید، انتظار همه نوع برخورد از سوی افراد و گروه ها و مافیای رسانه ای وابسته به آن ها وجود دارد. لذا اگر می بینیم که افراد و رسانه های جبهه معارض انقلاب، چنین فیلمی را مورد انواع تهمت ها و سعایت ها و شماتت ها قرار می دهند و عوامل، کراگردان و بازیگران فیلم هم از این همه خباثت بی نصیب نمی مانند، چیز عجیبی نیست؛ که با توجه به سابقه معلوم الحال معارضین نظام اسلامی، این برخوردهای فاشیستی و به دور از شان هنر و حرفه ی سینما و رسانه از سوی آن ها، قابل پیش بینی هم بود. در واقع باید گفت اثر ارزشمند "قلاده های طلا" به معنای واقعی اردوگاه دیکتاتوری فساد را به هذیان گفتن وادار کرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 15:10  توسط نعیم  | 

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در شرایطی برگزار شد که  آن را متفاوت از دیگر انتخابات ها کرده بود و با وجود برخی از چالش ها، حضور گسترده مردم بسیار با اهمیت تر از قبل بود، در ادامه به برخی از موارد چالش برانگیز برای حضور گسترده اشاره می شود:

1-انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی دوره نهم، اولین انتخابات، پس از فتنه عمیق آمریکایی- اسرائیلی سال 88 بود که در جریان آن بعد از حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم، این حماسه بزرگ ملت، با ظلمی بزرگ و با زیرپاگذاشتن همه ی اصول مردم سالاری از سوی کاندیداهای شکست خورده در انتخابات روبرو شد. دشمنان قسم خورده مردم که در طول سال های حیات نظام اسلامی از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به ملت ایران دریغ نکرده بودند، بعد از انتخابات سال 88 هم برای انتقام گیری از حضور بی نظیر مردم، هر نوع جنایتی را که از آن ها برآمد انجام دادند. لذا با توجه به اینکه حدود 8 ماه فضای جامعه توسط فتنه گران تحت الشعاع انواع جنایت های آن ها قرار گرفته بود، برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را حدود بعد از 2 سال از چنین فتنه ایی عمیق، مهم تر از قبل کرده بود، به همین جهت آنچه را که از تحلیل ها و مباحثه های مختلف می شنیدیم مشارکت پایین تر از قبل بود.

2- این انتخابات در شرایطی برگزار شد که علاوه بر دشمنان خارجی نظام که همواره مشارکت و حضور مردم در صحنه را مانع اصلی خود می بینند و همواره بر طبل تحریم انتخابات می کوبند، در این انتخابات برخی از سیاسیون داخلی که زمانی هم از مسئولین بالادستی نظام بوده اند دم از تحریم انتخابات می زدند و مضحکانه از حضور 30 درصدی مردم سخن می گفتند.

3- واقعیتی که وجود دارد این است که بالاخره هر کشوری از مشکلاتی رنج می برد که ایران هم از آن مستثنی نیست و وجود برخی مشکلات معیشتی به ویژه در چند هفته مانده به انتخابات و تبلیغات گسترده رسانه های بیگانه جهت اغراق در این مشکلات واقعیتی مسلم است. به طوری که فضایی که به تبع نوسانات بازار ارز و طلا در چند هفته مانده به انتخابات، بر کشور  حاکم شده بود بسیاری از مسائل دیگر را تحت الشعاع قرار داده بود. علاوه بر این عملکرد غیرقابل قبول مجلس هشتم در برخی زمینه های مشخص  هم در این مسئله بی تاثیر نبوده است.

4- ایران در آستانه انتخابات نهم، از لحاظ تهدیدهای خارجی هم در شرایطی قرار داشت که با بی سابقه ترین تحریم ها از سوی غرب مواجه شده بود و غربی ها به ویژه پس از تحریم های نفتی ایران انتظار داشتند که تاثیر مستقیم و قابل توجه آن را در انتخابات 12 اسفند ببینند.

5- یکی از موارد قابل توجه در انتخابات مجلس نهم این بود که برخلاف بسیاری از انتخابات های کشور که رقابت اصلی و جدی بین دو جناح متفاوت سیاسی رخ می داد و در آن طیف های سیاسی قرار داشتند که کاملا با هم در تعارض گفتمانی بودند، اما انتخابات مجلس نهم حقیقتا دارای چنین شرایطی نبود و علی رغم این که تکثر در گروه های سیاسی وجود داشت، اما از حضور افراطی های جریان اصلاحات خبری نبود و رقابت بیشتر بین دو طیف از اصولگرایان بود. با همه این وجود حضور مردم در انتخابات بسیار پرشورتر از قبل بود که این خود بیانگر این است که جناح بندی های سیاسی به خودی خود برای مردم حتی در پایتخت هم دیگر محل اهمیت نیست بلکه عملکردها و رفتارهای افراد از همه این مسائل مهم تر است.

البته در پایان لازم به ذکر است که درست است که وجود مسائلی از این دست چالش های جدی برای حضور گسترده مردم در انتخابات بود و بعد از این که این چنین مشارکت مردم به وقوع پیوست موجب حیرت خیلی ها شد، اما کسانی که شناخت درستی از ملت بزرگ ایران داشتند این حماسه آفرینی برای آن ها هیچ گاه عجیب نبود. به طوری که امام مسلمین، حضرت امام خامنه ای (روحی له الفدا) حدود 30 ماه پیش و در اوج فضای غبارآلود فتنه سال88، از چنین حماسه ای با قاطعیت سخن گفته بودند؛ آن جایی که ایشان در نماز جمعه شهریور ماه سال 1388 (مصادف با 21 رمضان) می فرمایند: « همه‌‌‌‌‌‌ى اين بلواهائى كه شما مشاهده كرديد در دوره‌‌‌‌‌ى بعد از انتخابات پيش آمد و پيش آوردند و آنها حمايت كردند، براى همين بود كه شايد بتوانند پشتوانه‌‌‌‌‌ى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگيرند. بنده عرض كردم نشانه‌‌‌‌‌ى اعتماد مردم به اين نظام، حضور چهل ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتيم اينى كه هشتاد و پنج درصد مردم مى‌‌‌‌‌آيند رأى مي دهند، چهل ميليون پاى صندوقها مى‌‌‌‌‌آيند، به هر كسى كه رأى مي دهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه‌‌‌‌‌ى اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‌‌‌‌‌شاءاللَّه خواهيد ديد در انتخابات آينده - كه حالا دو سه سال ديگر است - همين مردم با وجود همين بازيگرى‌‌‌‌‌اى كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بى‌‌‌‌‌خبران داخلى كردند، يك حضور مستحكمِ قوى‌‌‌‌‌اى در انتخابات خواهند داشت و تنها دو روز مانده به انتخابات در 10 اسفند در جمع مردم فرمودند: « آنى كه من احساس ميكنم و از لطف الهى احتمال قوى مي دهم كه اينجور بشود، اين است كه ملت ايران در روز جمعه‌اى كه مى‌آيد، يك سيلى سخت‌تر به چهره‌ى استكبار خواهد زد.»

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 10:36  توسط نعیم  | 

همه‌‌‌‌‌‌ى اين بلواهائى كه شما مشاهده كرديد در دوره‌‌‌‌‌ى بعد از انتخابات پيش آمد و پيش آوردند و آنها حمايت كردند، براى همين بود كه شايد بتوانند پشتوانه‌‌‌‌‌ى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگيرند. بنده عرض كردم نشانه‌‌‌‌‌ى اعتماد مردم به اين نظام، حضور چهل ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتيم اينى كه هشتاد و پنج درصد مردم مى‌‌‌‌‌آيند رأى مي دهند، چهل ميليون پاى صندوقها مى‌‌‌‌‌آيند، به هر كسى كه رأى مي دهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه‌‌‌‌‌ى اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‌‌‌‌‌شاءاللَّه خواهيد ديد در انتخابات آينده - كه حالا دو سه سال ديگر است - همين مردم با وجود همين بازيگرى‌‌‌‌‌اى كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بى‌‌‌‌‌خبران داخلى كردند، يك حضور مستحكمِ قوى‌‌‌‌‌اى در انتخابات خواهند داشت.

خطبه‌های نماز جمعه‌ی‌ تهران 02/06/1388 مصادف با 21 رمضان 1430

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:7  توسط نعیم  | 

ایران اسلامی بار دیگر در آستانه ی رویدادی مهم قرار گرفته است که علاوه بر اینکه بسترساز وقوع حماسه ای دوباره توسط ملت است نمایش تمام عیار مردم سالاری واقعی در برابر دیدگان همه جهانیان نیز خواهد بود. با توجه با اهمیت مضاعف نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی موارد ذیل یادآوری می شود:

1-شکل گیری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در بهمن 57، با نفی انگاره های لیبرالیستی و سوسیالیستی حاکم بر دنیای آن روز، علاوه بر اینکه مدلی نوین از اداره جامعه را به جهانیان نوید داد و روح خودباوری را در کالبد ملت های آزاده  دمید، ابهت پوشالی قدرت های سلطه گرا را نیز نشانه رفت. امروز پس از گذشت بیش از سی سال از حیات نظام جمهوری اسلامی ایران، حضور مقتدرانه و تاثیر غیرقابل انکار آن و پیشرفت های حیرت انگیز نظام مردمی در زمینه های مختلف از یک سو، و دریوزگی و حقارت استکبار جهانی از سوی دیگر، واقعیتی مسلم است. یقینا آنچه موجبات پیشرفت ها و موفقیت های پی در پی نظام اسلامی را بوجود آورده است، پیوند عمیق و عشق وافر ملت به نظام و به تبع آن حضور مسئولانه آن ها در صحنه های گوناگون و رهبری حکیمانه و مقتدرانه ولی فقیه زمان می باشد که از آن به پیوند عمیق امام و امت یاد می شود. حضور معجزه آفرین ملت بزرگ ایران در صحنه ها و اعلام وفاداری مکرر آن ها به نظام اسلامی شان، منحصر به برهه زمانی خاصی نبوده که مردم در همه ی بزنگاه هایی که حضور و حماسه آفرینی های آن ها ضروری بوده است بسی پرشور حضور یافته اند و توطئه های دشمنان اسلام و مردم را خنثی کرده اند. از جمله؛ مقاومت جانانه مردم در مقابل ناجوانمردانه ترین جنگ تاریخ در هشت سال دفاع مقدس، مقابله با با خیانت های منافقین در اختلاف افکنی و به راه انداختن جنگ داخلی در همان اوایل انقلاب، ایستادگی در مقابل انواع تحریم ها، تحمل ترور و شهادت شخصیت ها و دانشمندان کشور، خنثی کردن انواع توطئه ها و فتنه های دشمنان در مقاطع گوناگون حیات نظام اسلامی و .... همگی فقط با حضور مردم میسر بود.

2-بدون شک انتخابات های مختلفی که در کشور برگزار شده است یکی از مهم ترین بسترهای حضور مردم در صحنه و حماسه آفرینی های آنان بوده و  ایران اسلامی با برگزاری بطور متوسط سالانه یک انتخابات، یقینا مردم سالارترین و آزادترین نظام سیاسی جهان را دارا می باشد و آنچه را هم که در طول این سال ها شاهد آن بوده ایم حضور گسترده و پرشورتر از قبل مردم در همه انتخابات ها است. انتخابات مجلس شورای اسلامی هم بی گمان یکی از انتخابات های مهم در جمهوری اسلامی می باشد و امروز که در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی قرار گرفته ایم حضور مردم در پای صندق های رای و انتخاب نمایندگان اصلح، بیش از قبل اهمیت دارد. چرا که دشمنان ملت که هیچ گاه تحمل عزت و شکوه مردم را نداشته اند، باز هم از توطئه ها و جنایت های خود در قبال مردم دست برنداشته و سعی در مخدوش کردن حق حضور مردم در انتخابات و همچنین برهم زدن امنیت کشو را دارند. لذا در شرایط حساس فعلی، ملت بزرگ ایران با حضور خود در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی همانند همیشه جواب همه ی یاوه گویی های آن ها را خواهند داد..

3- خروش عدالت خواهانه و ضد استکباری مردم کشورهای مختلف علیه استبداد و ظلم و سلطه گری حاکمان دست نشانده شان واقعیت مسرت بخشی است که در یک سال اخیر فضای منطقه را گرفته است و سقوط دیکتاتورهای مزدور در کشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن و خیزش انقلابی و البته مظلومانه مردم بحرین آینده ای بسیار متفاوت از قبل را برای منطقه و جهان نوید می دهد. اما واقعیت غیرقابل انکاری که در قبال این بیداری اسلامی ملت ها وجود دارد این است که پیشکسوت این قیام ها و خروش اسلامی انقلابی علیه حاکمان جور و دست نشانده، جمهوری اسلامی ایران بوده است که امروز به عنوان الگویی بسیار موفق در مقابل دیدگان جهانیان قرار گرفته است و آن ها را امیدوار به ادامه راه خویش کرده است، در واقع نظام جمهوری اسلامی در شرایطی قرار گرفته است که تشعشعات پرتوافکنی گسترده و عمیق خود را در اقصی نقاط جهان بسیار مبرهن تر از هر زمان دیگری شاهد است و به وضوح مشخص است که رویدادهای سرنوشت سازی که در داخل کشور به وقوع می پیوندد دیگر فقط سرنوشت مردم ایران را رقم نمی زنند که برای بسیاری از ملت های آزاده جهان حیاتی و تعیین کننده خواهند بود. لذا با وجود این همه عزت و ابهت و نقش آفرینی موثر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران – که بدون شک رمز آن پیوند عمیق و ناگسستنی بین امام و امت می باشد- حضور گسترده مردم در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در چنین شرایطی از اهمیت مضاعفی برخوردار است.

4- دشمنان نظام اسلامی و ملت ایران که هیچ گاه چشم دیدن این همه عزت و ابهت و اقتدار ملت  را نداشته و ندارند و برای ضربه زدن به مردم و دستاوردهای آن ها در طول سال های گذشته از هیچ تلاشی دریغ نکرده اند و امروز نیز پس از به کار بردن انواع روش ها برای ضربه زدن به ملت، شیوه های نوین دیگری را در دستور کار قرار داده و بدون شک همه تلاش های خود را برای این هدف شوم خود به کار خواهند گرفت. امروز هم در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، تلاش برای سلب حق مسلم مردم جهت شرکت در انتخابات و همچنین اخلال در امنیت ملی، در دستور کار آن ها می باشد. لذا هوشیاری و مراقبت بیش از پیش مردم به ویژه دانشجویان و دانشگاهیان فرهیخته را می طلبد.

5- همانطور که حضور گسترده در انتخابات بسیار لازم و وظیفه همگان می باشد، انتخاب نمایندگانی اصلح و درخور شان نظام اسلامی و مردم هم، از اهمیت فراوانی برخوردار است. لذا بر همگان است که با شناخت درست و نگاه دقیق در انتخاب کاندیدای مورد نظر، تمام تلاش خود را برای انتخاب نمایندگان اصلح جهت تشکیل مجلسی کارآمد و پیش رو به کار گیرند.

6-افراد و گروه هایی هم که در انتخابات شرکت کرده اند و در واقع کاندیدای نمایندگی مردم در مجلس شده اند، باید توجه داشته باشند که آنچه را که برای خود مردم هم در اولویت اصلی می باشد، ایجاد شور و شوق انتخاباتی و حضور گسترده در انتخابات و به تبع آن تشکیل مجلسی "کارآمد" و "متعهد" که در راستای منافع ملی و مبانی نظام اسلامی گام بردارد، می باشد. لذا پرهیز از مناقشات نابجا و دون شان نمایندگان ملت از سوی افراد، گروه ها و رسانه ها لازم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 14:50  توسط نعیم  | 

امام روح الله (ره): "مسئله انتخابات یک امتحان الهی است که مومنین و متعهدین را از مدعیان جدا می کند." 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 14:30  توسط نعیم  | 

باز هم می آییم!

همانند ۲۲ بهمن در ۱۲ اسفند هم خواهیم آمد

تا پاسخ سخت دیگری باشد به

 "مغزهای الکلی و آفت زده خیال پردازان"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 8:13  توسط نعیم  | 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57، هنوز کشمکش های فراوانی در کشور وجود داشت و انقلابی که از طریق مردم و جانفشانی های آن ها و به رهبری حکیمانه امام خمینی (ره) به پیروزی رسیده بود، مدعیان زیادی داشت. از جمله گروه هایی که خود را صاحب انقلاب می دانستند و در پی این بودند که سکان انقلاب مردم را به دست بگیرند لیبرال ها بودند. مهدی بازرگان که بدون توجه به روابط حزبی اش به نخست وزیری برگزیده شده بود، تمامی نخبگان ملی گرا که انقلاب اسلامی را قبول نداشتند و شش ماه قبل از آن به دنبال شعار «سلطنت نه حکومت» بودند، به هیات دولت دعوت کرد. در واقع وجود افرادی مانند بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت و  بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور، بیانگر رقابتی جدی بین گروه های لیبرال و گروه های اسلامگرا  در سال های اول انقلاب بود، اما پس از پایان کار دولت موقت و عزل بنی صدر از ریاست جمهوری و فرار وی به خارج از کشور، انگار که دیگر رقابت های سیاسی گروه ها شکل دیگری گرفت و انشعاب های سیاسی آغاز شد.

به نظر می رسد مهم ترین جایی که انشعاب های سیاسی آن، سرآغاز انشعاب های دیگر بود، انشعاب در جامعه روحانیت مبارز بود. در جامعه روحانیت مبارز دو طیف چپ و راست شکل گرفت. طیف راست بر ضرورت نقش آفرینی بخش خصوصی تکیه می کرد و طیف چپ معتقد بود که می بایست همه کارها را به دست دولت سپرد، نگاه افراطی چپ گرایانه در برخی موارد نظیر اصلاحات ارضی که در آن واگذاری زمین های افرادی که بیش از معمول در روستاها دارایی دارند، به سایرین مورد توجه قرار گرفته بود، گاها مشکل ساز می شد. طیف چپ با آن که در اقلیت قرار داشت و در رای گیری ها نیز حد نصاب لازم را پیدا نمی کرد، خود را صاحب اندیشه کامل تر می پنداشت و رقیب را منکوب می کرد.

اعضای جامعه روحانیت از تجارت آزاد حمایت می کردند به همین دلیل بود که طیف مقابل برچسب اسلام سرمایه داری و اسلام آمریکایی را نثار آنان کرد تا خود را در گرماگرم انتخابات مجلس سوم بر کرسی حق به جانب بنشاند. طیف منتقد درون جامعه روحانیت خود را خط امامی نام نهادند و طیف مقابل را متحجر لقب دادند.

امام با توجه به شرایط موجود، انشعاب از جامعه روحانیت را پذیرفتند. ایشان در پاسخ نامه انشعابیون رسما هم موافقت خود را اعلام کردند: انشعاب تشکیلاتی برای اظهار عقیده مستقل و ایجاد تشکیلات جدید به معنای اختلاف نیست، اختلاف در آن موقعی است که خدای ناکرده هرکس برای پیشبرد نظرات خود به دیگران پرخاش کند که بحمدالله با شناختی که من از روحانیون دست اندر کار دارم، چنین کاری صورت نخواهد گرفت.

در این بین آیت الله مهدوی کنی که اینطور به نظر می رسد که خیلی هم موافق انشعاب نبوده است نزد امام می رود و در مورد اتهاماتی که چپ ها نسبت به جامعه روحانیت وارد کرده بودند از امام می پرسد، او می گوبد: « فکر نمی کردیم که با اینکه ما درسمان را پهلوی شما خواندیم، اخلاقمان را از شما گرفتیم، سیاست را از شما گرفتیم ... یک دفعه در یک مقطعی منقلب بشویم از آنچه که بودیم و به عنوان امریکایی شناخته بشویم.» امام هم صراحتا نسبت به این برداشت از مواضعشان واکنش نشان دادند و فرمودند:« نخیر! من کی همچین حرفی زده ام؟ من همچین حرفی نزدم. من به شما علاقه دارم. چنین چیزی نیست. اصلا من چنین حرفی نزدم. من چنین چیزی را تایید نکردم.»

همچنین امام (ره) در پاسخ به نامه محمدعلی انصاری بحث "منشور برادری " را مطرح می کنند. ایشان، برخلاف تندرو‌های جناح چپ که آن روزها، سایر انقلابیون را با شعار «ضد ولایت مطلقه فقیه» از دایره حکومت خارج می‌کردند، منشور برادری را نوشتند و هر دو جناح را تایید کردند و فرق بین اختلاف مفید و اختلاف مضر را به خوبی تبیین کردند: «اختلاف اگر زیربنایی و اصولی شد، موجب سستی نظام می‌شود و این مسئله روشن است که بین افراد و جناحهای موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفا سیاسی است ولو اینکه شکل عقیدتی به آن داده شود، چرا که همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر است که من آنان را تاییدمی نمایم . آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان برای کشور و مردم می‌سوزد و هر کدام برای رشد اسلام و خدمت به مسلمین طرح و نظری دارند که به عقیده خود موجب رستگاری است.»

چپ ها (مجمع روحانیون) به پشتوانه فضایی که ایجاد کرده بودند، توانستند در انتخابات فروردین ماه سال 67 کرسی های مجلس سوم را نصیب خود کنند. بعدها هرچه گذشت، اختلافات چپ ها با خواستگاه اولیه شان بیشتر شد؛ چپ هایی که روزی راست را به اسلام آمریکایی متهم می کردند، خود بعدها داعیه دار تئوریزه کردن اصول رابطه با آمریکا شدند؛ کسانی که از خط امام سخن می گفتند، قدسی بودن ولایت فقیه را هدف گرفتند و در پس افراط های آن روزشان تفریط های جدید در تاریخ ایران رقم زدند. این بار برآیند این همه ظهور کسانی بود که حتی در برلین خواستند امام را به موزه های تاریخ بسپارند.

در ماه های نزدیک به انتخابات مجلس پنجم در سال 74 گروهی تحت عنوان "کارگزاران سازندگی ایران" اعلام موجودیت رسمی کرد. این در حالی اتفاق افتاد که شعار "سازندگی" شعار غالب دولت وقت بود و هاشمی رفسنجانی دولت خود را به این نام می شناخت.

در واقع شکل گیری حزب کارگزاران واکنشی بود از سوی این قشر به عدم پذیرش برخی از چهره ها از سوی جامعه روحانیت مبارز برا ی حضور در لیست انتخاباتی جامعه. هاشمی رفسنجانی خواستار راه دادن نام پنج نفر از کاندیداهای خود از جمله عبدالله نوری، مرتضی الویری و مجید انصاری در فهرست انتخاباتی "جامعه روحانیت مبارز تهران و تشکل های همسو" بود که مورد پذیرش واقع نشد، لذا پس از آن بیانیه اعلام موجودیت حزب کارگزاران سازندگی ایران صادر شد. آنها در انتخابات مجلس پنجم لیست دادند که در نتیجه آن تعدادی از طرفداران هاشمی رفسنجانی وارد مجلس شدند و به همراه طرفداران جناح چپ "فراکسیون حزب الله" مجلس را تشکیل دادند.

انتخابات ریاست جمهوری هفتم اصلی ترین جایی بود که کارگزاران سازندگی ایفای نقش می کرد. در این انتخابات رقابت اصلی بین علی اکبر ناطق نوری - که رئیس مجلس پنجم هم بود- و محمد خاتمی بود. ناطق نوری کاندیدای جامعه روحانیت مبارز در انتخابات بود و خاتمی هم کاندیدای جناح چپ. آنچه که در افکار عمومی القا کرده بودند این بود که ناطق نوری که در حال حاضر رئیس مجلس پنجم هم هست کاندیدای هاشمی رفسنجانی است و در پی ادامه دادن وضع موجود می باشد و خاتمی نماینده قشر روشنفکر و کسانی که خواهان برون رفت از وضعیت فعلی هستند می باشد. اما آنچه واقعیت انتخابات هفتم ریاست جمهوری بود چیز دیگری بود و آن اینکه کاندیدای مورد حمایت هاشمی و کارگزاران"محمد خاتمی" بود.

خطبه روز جمعه 27 اردیبهشت 76 هاشمی رفسنجانی هرگز از خاطر یاران خاتمی نخواهد رفت. در شرایطی که شعار کنایه آمیز و طنز گونه «بنویسیم خاتمی، بخوانیم ناطق» به سرعت از زبان و قلم گل آقا (کیومرث صابری فومنی) به سراسر جامعه ملتهب ایران منتقل شده بود و جناح چپ با مرکزیت ارگان رسانه ای خود روزنامه سلام، افکار عمومی را نسبت به احتمال تقلب وسیع انتخاباتی برانگیخته بود، هاشمی رفسنجانی یک هفته مانده به انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری چنین گفت: « این گونه آدمی که سال ها برای کشور خدمت کرده، امروز هم پست و مسئولیت دارد و آینده هم می خواهد خدمت کند و شورای نگهبان هم او را به عنوان صالح پست ریاست جمهوری قبول کرده است، بدنام کردن چنین کسی چه معنا دارد و چه جوابی آدم پیش خدا می تواند بدهد؟ بقیه و همه مسئولان اجرایی و ناظران باید واقعا این کار را بکنند که همان چیزی که رای مردم است بیاید توی صندوق و همان هم خوانده شود و همان هم اعلام شود. ممکن است کسی فکر کند که حالا اگر ما تغییراتی بدهیم و شخص مقبولی که خودمان به آن ایمان داریم می آید سرکار، این یک نفعی است برای جامعه. ولی این کار ضرر بنیانی دارد. اعتماد مردم را ضعیف کردن، بزرگترین جنایت است به ملت و نظامی که می خواهد به اتکای مردم این همه مشکلات را حل کند.»

خطبه دوم روز جمعه 27 اردیبهشت 1376 ضربه سنگینی بر رقیب اصلی محمد خاتمی یعنی علی اکبر ناطق نوری وارد آورد و در افکار عمومی شائبه احتمال تقلب گسترده انتخاباتی را تقویت کرد و یکی از اصلی ترین نقاط قوت تیم جنگ روانی خاتمی برای کسب آرا شد و کارگزاران هم که رسما از خاتمی حمایت کرده بود توانست سهم نسبتا خوبی از کابینه را به خود اختصاص دهد.

در واقع باید گفت که؛ جریان راست و جامعه روحانیت از نظر معرفی کاندیدای واحد مشکلی نداشت و آنچه که موجب شکست آن ها در این انتخابات شد طرح گفتمان ضعیف، و اعلام رضایت و ادامه وضعیت موجود -که به واسطه سیاست های هاشمی بر کشور حاکم شده بود- در شعارها بود. در حالی که طرف مقابل علیرغم آنچه که در دروان حاکمیت به وضوح نشان داد، با مطرح کردن شعارهایی انقلابی و مردم پسند توانست نظر عمومی را جلب کرده و کرسی ریاست جمهوری را از آن خود کند.

انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری 18 خردادماه سال1380 برگزار شد. در این دوره در مجموع42170230 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 28155969 نفر در انتخابات شرکت کردند. محمد خاتمی با 21659053 برای بار دوم به عنوان رییس جمهور انتخاب شد و پس از او توکلی، شمخانی، غفوری فرد، فلاحیان، جاسبی و ... در مراتب بعدی قرار گرفتند.

ارائه لوایح دو قلو از سوی خاتمی به مجلس، تحصن نمایندگان مجلس ششم، انفعال و تعلیق پرونده هسته ای از سوی دولت، حضور ناکام خاتمی در داتشگاه تهران در سال آخر ریاست جمهوری اش، از جمله رویدادهای قابل توجه دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی بود.

در پایان سال 81 شورای شهر اول به پایان راه خود رسید. در انتخابات شورای شهر دوم گروه های مختلفی لیست دادند؛ علاوه بر جزب مشارکت و کارگزاران سازندگی و جبهه متحد دوم خرداد این بار ملی-مذهبی ها هم چند لیست دادند. اما در کنار این لیست های احزاب معروف آن زمان، یک لیست هم با عنوان "ائتلاف آبادگران ایران اسلامی" قرار داشت. در نهایت از لیست 15 نفره آبادگران 14 نفر  وارد شورای دوم شدند، و سرانجام هم شورا، دکتر محمود احمدی نژاد را به عنوان شهردار انتخاب کرد.

اما موفقیت های اصولگرایان و به تبع آن ناکامی های جریان دوم خرداد ادامه پیدا کرد و این بار خودش را در انتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی نمایان کرد، به طوری که در انتخابات روز اول اسفند 82، غلامعلی حداد عادل در صدر فهرست تهران نشست و احمد توکلی، امیررضا خادم، سید محمد مهدی طباطبایی، احمد احمدی و حسین مظفر با فاصله پشت سر او قرار گرفتند. در انتهای فهرست سی نفره نیز زینب کدخدا و علیرضا محجوب قرار گرفتند. مهدی کروبی نیز که آرایش به 200هزار نرسیده بود، پیش از پایان اعلام نتایج انصراف داد. اصلاح طلبان مشهوری همچون مجید انصاری، سهیلا جلودارزاده و جمیله کدیور در رده های 30 به بعد قرار گرفتند.

انتخابات ریاست جمهوری نهم در حالی در خرداد 84 برگزار شد که چینش گروه ها و افراد جهت شرکت در انتخابات تاحدی پیچیده و غیرقابل پیش بینی بود و نوید رقابتی نزیک را می داد. اصولگرایان که در دو انتخابات گذشته (شورای شهر دوم و مجلس هفتم) به اتحاد خوبی رسیده بودند و نتیجه آن را هم دیدند، این بار علیرغم تشکیل شورای هماهنگی اصولگرایان و برگزاری همایش ها و جلسات مختلف به اجماع نرسیدند و در نهایت محمد باقر قالیباف، علی لاریجانی،محمود احمدی نژاد و محسن رضایی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری نهم از جرگه اصولگرایان اعلام حضور کردند. جریان دوم خرداد هم که در دو انتخابات گذشته ناباورانه شکست را در پیش چشم دیده بود نتوانست کاندیدای مورد نظرش را به صحنه آورد. آن ها که یک بار در انتخابات هفتم دست رد موسوی را بر سینه خود تجربه کرده بودند، این بار هم نتوانستند او را قانع کنند که در انتخابات حضور یابد و مهدی کروبی و مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده از جمله افرادی بودند که اعلام کاندیداتوری کردند. هاشمی رفسنجانی هم بعد از کشمکش های و تردید های زیاد بالاخره کاندیداتوری خود را اعلام کرد. سر انجام با انصراف محسن رضایی چند روز قبل از انتخابات، رقابتی نزدیک، بین 7 نفر از کاندیداها صورت گرفت. طرح شعارهای ناب انقلابی و عدالت خواهانه از سوی احمدی نژاد، موجب شد وی از دیگر کاندیداها از جمله  مصطفی معین که معروف به کاندیدای افراطی ها بود و تندترین شعارها را هم در تبلیغاتش داده بود، جلو تر قرار گرفته و انتخابات به دور دوم کشید شد. در رقابت بین احمدی نژاد و هاشمی، بالاخره در 3 تیر 84 محمود احمدی نژاد با طرح شعارهای انقلابی و ناب اصولگرایی توانست کرسی نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را از آن خود کند. آنچه در انتخابات نهم قابل توجه است ارئه گفتمان ناب انقلابی مبتنی بر آموزه های دینی و ولایی و نشات گرفته از آرمان های حضرت امام و رهبر معظم انقلاب، که با طرح شعارهای مبتنی بر آن در کف جامعه، فردی که کمترین شهرت سیاسی را در بین کاندیداها داشت توانست نظر مردم را به خود جلب کند و کرسی نهمین دوره ریاست جمهوری را بگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 8:29  توسط نعیم  | 

پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان،کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندر کاران نیست و دست و پا برای به دست آوردن مقام هرچه باشد –چه مقام معنوی و چه مادی- مزن به عذر آنکه می خواهم به معارف الهی نزدیک شوم یا خدمت به عبادالله نمایم؛ که توجه به آن از شیطان است چه رسد که کوشش برای به دست آوردن آن. یکتا موعظه خدا را با دل و جان بشنو، با تمام توان بپذیر و در آن خط سیر نما: قل انما اعظکم بواحده أن تقوموا الله مثنی و فرادی.

 بخشی از نامه حضرت امام (ره) به سید احمد خمینی (ره) 26/04/1363

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 9:52  توسط نعیم  | 

عده ایی در شب عملیات ماندند تا با آب وضو بگیرند و سر فرصت مهرشان را روی زمین بگذارند اذان و اقامه بگویند و ... ولی وقتی سر از سجده برداشتند قافله رفته بود. یادشان رفته بود نماز برای رفتن است نه ماندن!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 10:8  توسط نعیم  |